![]() |
![]() |
|
|
خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یکبار تو هم شبیه من باش حسابت و نگهدار ببین که چندتا قرنٍ تن به اسیری دادی دنیات شده شبیه سلول انفرادی تا چشم به هم میذاری می بینی عمر تموم شد بین چهار تا دیوار وجود تو حروم شد چوب خط این اسیری دیواراتو پوشونده همین روزا می بینی که فرصتی نمونده بیرون بیا خودت باش ؛ تو آدمی نه برده همیشه باخته هرکس ؛ شکایتی نکرده عاشق زندگی باش ؛ زندگی شغل و پول نیست تو امتحان بودن ؛ برده بودن قبول نیست |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 8 بعد از ظهر توسط آرش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
قرار نیست اتفاق خاصی بیفته ... این یه چرک نویس الکترونیکیه ، همین و بس !
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
| پیوندها |
|
غم شیرین نیک آهنگ A Man Called Old Fashion دلتنگیهای نقاش خيابان چهل و هشتم دلتنگیهای عکاس خيابان بیستم شرقی داستانهای شوکا صبح بخیر معصومه |
|
RSS
|