فردا بازم دارم میرم کوه ؛ مثل همیشه وقتی به سختی هاش فکر میکنم میبینم دیونه ام که روز تعطیل صبح ساعت 4 پا میشم تو سرما میرم آخر شب هم در حالی جونی واسم نمونه برمیگردم و تازه فردا صبح هم باید برم سر کار! ولی خب واقعا دیونه ام ...
یه مقدار وسیله لازم داشتم رفتم منیریه تا تهیه کنم یه شال هم میخواستم برای پوشوندن سر و صورتم از اونایی که مثل چفیه میمونه ؛هرچی گشتم هیچ جا نداشتن فکر کنم چاره ای نیست جز اینکه برم از آقا مال خودش رو بگیرم !!
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 8 بعد از ظهر توسط آرش
|
خیلی خسته ام ؛ دراز کشیده ام که بخوابم ؛ با خودم فکر میکنم "چقدر دلم میخواد غر بزنم ! فردا به آرش زنگ می زنم که ببینمش" به سرعت پشیمون میشم حوصله ندارم
چه خوب بود ها همیشه غر میزدم گوش می کرد می خندید می گفت سوسولم و من از اینکه سوسول بودم خجالت می کشیدم و دیگه غر نمی زدم تا چند وقت بعد دوباره از نو
خب مثل اینکه چاره ای نیست تصمیم می گیرم غر نزنم
می خوابم
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 8 بعد از ظهر توسط آرش
|
یه دوستی برای خوراکی هایی که برای سلامتی ضرر داشتن ؛ مثل فست فود ها ؛ نوشابه ها و چیبس و ... عبارت جالبی بکار می برد "چیز مزخرف خوشمزه"
حالا بعضی ها هم هستن که میشه از این عبارت برای توصیفشون استفاده کرد کسایی که به ما صدمه میزنن ؛ از ما سوءاستفاده میکنن و ما هنوز مصرانه دوستشون داریم و قربون صدقه شون میریم
این رو مطمئن باشید که اگر مثل من "یک لیوان شیر پاستوریزه" باشین ؛ حتما بازی رو از قبل به "یه چیز مزخرف خوشمزه" واگذار کردین !
+
نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت 3 بعد از ظهر توسط آرش
|
The grass was greener The light was brighter The taste was sweeter The nights of wonder With friends surrounded The dawn mist glowing The water flowing The endless river Forever and ever
pink floyd - the division bell
+
نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط آرش
|