تبليغاتX
یکی مثل همه


خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یکبار
تو هم شبیه من باش حسابت و نگهدار
ببین که چندتا قرنٍ تن به اسیری دادی  
دنیات شده شبیه سلول انفرادی
تا چشم به هم میذاری می بینی عمر تموم شد
بین چهار تا دیوار وجود تو حروم شد
چوب خط این اسیری دیواراتو پوشونده
همین روزا می بینی که فرصتی نمونده
بیرون بیا خودت باش ؛ تو آدمی نه برده
همیشه باخته هرکس ؛ شکایتی نکرده
عاشق زندگی باش ؛ زندگی شغل و پول نیست
تو امتحان بودن ؛ برده بودن قبول نیست





+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط آرش  | 





دوست خوب یه دنیا میارزه ؛ دوستت دارم دوست خوبم








+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط آرش  | 



همون بهتر که عاشق نشم






+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط آرش  | 



می ترسم دیگه عاشق نشم 




+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

 

دارم پست الکترونیکی ام رو چک میکنم

(راستی شنیدم یکی میگفت اومدیم ای میل ورداشتیم گذاشتیم پست الکترونیکی کلی کیف می کنیم فارسیش کردیم ؛ غافل از اینکه به جای یک کلمه انگلیسی ؛ دو تا کلمه انگلیسی استفاده می کنیم )

صدای رضا یزدانی رو از تلویزیون میشنوم !

چشام بستست جهانم شکل خوابه….عذابه…اضطرابه

روبروم دیواری از مه…دیواری از سنگ

بگو بیهوده نیست … بگو بیهوده نیست فاصله آب و سراب

بگو سپیدی کاغذ بیهوده نیست

 

میام میبینم تیراژ پایانی یه سریاله؛ صداش خیلی قشنگه ؛ خیلی دوسش دارم
خوبه اینم بهونه ای شد تا بعد یه مدت یه پست جدید بگذارم
حالا نه اینکه خیلی بازدید کننده دارم !!!
 
 

 

 پ ن : بگو بیهوده نیست فاصله آب و سراب

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط آرش  |